السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

211

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

فعلى ، علم حصولى نمىتواند داشته باشد ، زيرا قوه نداشته هر چه دارد بالفعل است . به علاوه اين كه چطور وجود ذهنى بدون يك وجود عينى كه مقياس آن باشد داريم ، وجود ذهنى پيش از وجود عينى خارج وجود ذهنى يعنى يك وجود حكائى و آئينه ! لازمه اين مطلب آنها اين است كه وجود ذهنى نشود ، بلكه يك وجود عينى ديگرى براى آن موجود خارجى بشود ، پيش از وجود خاص خودش ، و در عين حال جداى از خداوند . و اين بالاخره به اعتقاد چهارم بر مىگردد . فصل ششم : قدرت واجبى پيش ازاين گفتيم كه قدرت عبارت از اين است كه يك چيز آگاهانه منشأ عملى بشود . و بديهى است كه تنها چيزى كه مبدأ همهء موجودات امكانى است ، ذات بارى تعالى است . اساساً غير از وجود امكانى چيزى جز وجود واجب على الاطلاق ، وجود ندارد ، و بنابراين فقط اوست كه منشأ و مبدأ همه چيز است . و بديهى است كه آگاهانه نيز هست ، علمش عين ذاتش ، كه مبدأ همهء ممكنات است ، مىباشد ، و بدين حساب او قدرت بر همه چيز دارد و قدرت هم عين ذات اوست . ممكن است بگوييد : خداوند بر افعال اختيارى انسان كه قدرت ندارد ، زيرا اعمال انسان مخلوق خود انسان است و با اختيار خودش ، اگر بخواهد انجام مىدهد و اگر نخواهد انجام نمىدهد ، اگر مخلوق خداوند بود انسان مجبور بود و هيچ گونه اختيارى نداشت ، و بنابراين افعال اختيارى انسان از تعلق قدرت خداوند خارج است و قدرت او تعالى همه چيز را شامل نمىشود . ولى توجه داشته باشيد كه معناى اختيارى بودن يك عمل اين نيست كه حتى هنگام صدور عمل نيز به حالت مساوات نسبت به وجود و عدم باقى باشد . اين محال است كه يك ممكن بدون ترجيح يكى از دو طرف تحقق يابد . فعل اختيارى چون ذاتاً